Tuesday, October 26, 2010

Wednesday, October 13, 2010

Sunday, October 10, 2010

daram kam kam start mizanam.khoda kone 4nafar bashand holam bedand :D

Sunday, October 3, 2010

Monday, September 27, 2010

dge vaghte khabeh

دو موج سیاه نگاهت

لب باز تو رو به آواز
پر از ناز مرغان پرواز
دو موج سیاه نگاهت
تنم زورق روی آبه
تو مثل قلموی بادی
که میرقصه تو رنگ ابرا

Sunday, September 12, 2010

هیچکی مثل من


هيچ كي مثل من تورو نفهميد
هيچ كي مثل من تو رو نبخشيد
هيچ كي مثل من تنهاي تنها
هيچ كي مثل تو به من نخنديد
مردي كه عمرش بي تو به سر شد
ديوونه بود و ديوونه تر شد

با اينكه عشقي از تو نمي ديد
با سايه ي تو مرد سفر شد
انگار نه انگار چشماتو بستي
انگار نه انگار قلبي شكستي
انگار فقط من ديوونه بودم
خوش باشي هر جا
با هر كه هستي


هيچ كي مثل تو زيبا و ظالم
مثل تو مغرور پيدا نميشه
هيچ كي مثل تو با قلب سنگش
ريشه ي عاشق عصاره ميشه
انگار نه انگار چشماتو بستي
انگار نه انگار قلبي شكستي
انگار فقط من ديوونه بودم
خوش باشي هر جا
با هر كه هستي

Saturday, August 28, 2010

مادرم

مادر








همی نالم كه مادر در برم نیست         شكوه سایة  او بر سرم نیست
مرا  گر  دولت  عالــــم  ببخشند         برابر  با  نگـــاه  مــــادرم  نیست
 
مهدی سهیلی 

Wednesday, August 25, 2010

نماز شام غریبان چو گریه آغازم

بگو بگو
که چه کارت کنم بگو
که چه کارت کنم ز گریه جویم و دل را

بگو بگو
که شکارت کنم بگو
که شکارت کنم به غمزه مویم و آه

ببین ببین
که فغانت کنم ببین
که فغانت کنم ز خنده چینم و لب را

ببین ببین
که نشانت کنم ببین
که نشانت کنم ز فتنه کینم و آه


نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه‌های غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا من
به کوی میکده دیگر علم برافرازم


بیا بیا
که نگارت شوم بیا
که نگارت شوم به طرفه سایم و تن را

بیا بیا
به زیارت شوم بیا
به زیارت شوم چو خسته‌ پایم و آه

همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه‌ی دولت به نام ما افتد

شکن شکن
که شیارت کنم شکن
که شیارت کنم ز شرح شاهد و شور آه

شکن شکن
چه شرارت کنم شکن
چه شرارت کنم ز شمس شاهد و شور

بیا بیا
که نگارت شوم بیا
که نگارت شوم به طرفه سایم و تن را

بیا بیا
به زیارت شوم بیا
به زیارت شوم چو خسته ‌پایم و آه

ببین ببین
که فغانت کنم ببین
که فغانت کنم ز خنده چینم و لب را

ببین ببین
که نشانت کنم ببین
که نشانت کنم ز فتتنه کین‌م و آه


بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
به نیمه‌شب اگرت آفتاب می‌باید
ز روی دختر گل‌چهر رز نقاب انداز
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد

بگو بگو
که چه کارت کنم بگو
که چه کارت کنم ز گریه جویم و دل را

بگو بگو
که شکارت کنم بگو
که شکارت کنم به غمزه مویم و آه

Thursday, August 19, 2010

صبر

تحمل تنهایی از گداییِ دوست داشتن آسان‌تر است. تحمل اندوه از گداییِ همه‌ی شادی‌ها آسان‌تر است. سهل است که انسان بمیرد تا آنکه به تکّدیِ حیات برخیزد

Tuesday, August 17, 2010

خواب

دیگه شب ها خوابی نمیبینه که بترسه دلش منو بهونه کنه منم آروم بهش بگم فرشته کوچولوی من نترس

Tuesday, July 13, 2010

سکوت

همین که توی این شهری

زیر همین آسمون

همین که توی همین هوا نفس میکشی ...برام کافیه

Monday, July 12, 2010

وداع

بنگر چگونه دست تکان می‌دهم
گویی مرا برای وداع آفریده‌اند

نصرت رحمانی

Saturday, July 10, 2010

تنهایی

چه درد بزرگی‏ است این شب‏ها که میان خواب و بیداری، دستانم تو را جستجو می‏کند و هیچ نمی‏یابد